الشيخ فاضل اللنكراني
203
اخلاق فاضل (فارسى)
روايت ، همان منسوخ را بيان مىكردند . يا اينكه مثلًا دليل عامّى را از نبى اكرم ( ص ) مىشنيدند ، خوب هم حفظ مىكردند ؛ ولى بدون اينكه بدانند اين عامّ مخصّصاتى داشته بدون كم و زياد آنرا نقل مىكنند ؛ چرا كه آنان مخصّصات را از رسول اكرم ( ص ) نشنيده بودند تا آنرا نقل كنند . اشكال اين گروه اين بود كه در تمامى اوقات كه رسول خدا ( ص ) معارف و احكام را بيان مىفرمود ، در محضر ايشان حاضر نبودند . طايفهء چهارم : حافظان راست گفتار اميرمؤمنان على ( ع ) عنوان اين گروه را به صورت عام نقل مىكند ؛ ولى از قسمت آخر روايت معلوم مىشود كه مصداق منحصر به فرد آن عنوان ، خودِ حضرت است . حافظ راستگفتار كسى است كه تحفّظ كامل دارد ، منافق نيست ، تمامى احكام و ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، عام و خاصّ را به همان كيفيّتى كه از رسول اكرم ( ص ) شنيده ، بيان كرده است . سپس اميرالمؤمنين ( ع ) مىفرمايد : برنامه اى كه من در تمامى ايّام با رسول خدا ( ص ) داشتم اين بود كه روز و شب با حضرت ملاقات خصوصى داشتم . تمام اصحاب از اين مطلب خبر داشتند و مىدانستند كه ايشان اين امتياز را فقط براى من قرار داده و احدى از آنان داراى چنين مزيّتى نبود . ترتيب ملاقات ما هم به اين كيفيت بود كه اكثراً من به خانهء رسول خدا ( ص ) مىرفتم و وقتى وارد مىشدم ديگر هيچ يك از همسران پيامبر ( ص ) حق نشستن در آن جلسه را نداشت و مىبايست از جلسه خارج مىشد و گاهى از اوقات هم اين ملاقات در منزل ما واقع مىشد و رسول اكرم ( ص ) به منزل ما تشريف مىآوردند ؛ در حالى كه زهراى مرضيهسلام الله تعالى عليها و حسنين ( ع ) در مجلس شركت داشتند و هيچ گونه منعى براى شركت در اين جلسه نداشتند . مطالبى كه در اين جلسات مطرح مىشد اين بود كه حضرت هر آيه اى را كه نازل شده بود براى من قرآن قرائت مىكرد و بعد املا مىكردند و من تمام خصوصيات مربوط به آن آيه را مىنوشتم . علاوه بر آن ، سؤالاتى را مطرح مىكردم و ايشان پاسخ مىدادند و اگر سؤالاتم تمام مىشد ، خود ايشان مطالبى را طرح مىكردند .